با ظهور اسلام، استفاده از ظروف سیمین و زرین منسوخ شد اما با تلاش هنرمندانه ی سفالگران ایرانی، تولید آثار زیبای سفالی مانند سفالهای با لعاب مینایی و ظروف زرين فام، مرسوم شد تا کمبود زیبایی ظروف زرین و سیمین فلزی را جبران کند.
نساجی و پارچه بافی در صدر اسلام، پس از مدت کوتاهی وقفه و رکود، که ناشی از تغییرات و تحولات عمیقی بود که در جامعه رخ داده بود، مجددا رونق یافت. بهترین دلیل بر رونق صنعت بافندگی و پیشرفت آن در صدر اسلام در کشور ایران، این است که برخی از شهرهای ایران، گزیت و خراج خود را از پارچه ها و منسوجات قیمتی می پرداختند و نویسندگان بزرگی چون یعقوبی، ابن فقیه، ابن رسته، مسعودی، ابن حوقل، مقدسی و یاقوت حموی در نوشته های خود در خصوص صنعت پارچه بافی شهرهای ایران به ویژه، شوشتر قلم فرسایی کرده اند.
از حدود قرن چهارم ه. ق. پارچه هایی به دست آمده که از بافتی ظریف برخوردار است و ضمنأ شباهت بسیاری به آثار دوره ی ساسانی دارد و تفاوت عمدهی آن با پارچه های ساسانی، در استفاده از خط و به ویژه خط کوفی در حواشی پارچه های عصر اسلامی است. نکته ی دیگر آنکه در قرون اولیه ی اسلامی هرگز از نقوش حیوانی استفاده نشده و از قرن چهارم ه.ق. به بعد است که می توان افزون بر نقوش گیاهی، نقشهای حیوانی را هم مشاهده کرد. با بررسی آثار فلزی به جای مانده از صدر اسلام تا قرون سوم و چهارم ه. ق. شباهت بسیاری با با آثار ساسانی مشاهده می کنیم که این شباهت گاهی به حدی است که بیننده را دچار اشتباه می سازد. استفاده از خط در فلزکاری دوران اسلامی، مددرسان ما در تمییز و تشخیص آثار فلزی این دوران با آثار فلزی عصر ساسانی است. گفتنی است که رعایت زیبایی و ظرافت در فلزکاری قرون اولیه ی ه. ق. به طور عمده در آثاری نظیر سینی، آبخوری و غیره که اهمیت بیشتری در زندگی روزمره داشته است، مشهودتر است.
هر چند که به سبب فرسایش تدریجی مواد اولیه ی مصرفی در قالی بافی، بجز پازیریک و یک قطعه ی دیگر منسوب به دوره ی تیموری، تا حدود قرن دهم ه. ق. (دوران صفویه) نمونه ای از قالبهای ایرانی در دست نداریم اما بر اساس نظر صاحب نظران و نیز با بررسی آثار نقاشی به جای مانده از صدر اسلام تا دوره ی صفویه، متوجه رونق و رواج قالی بافی، در صدر اسلام و پس از آن می شویم و گفته شده که قالی های زیبای ایرانی که در قرون اولیهی ه. ق. تمام با طرح ها و نقوش گیاهی توأم و همراه بوده برای مفروش کردن اماکن متبرکه و قصرها به کار می رفته است.
با شروع دوران اسلامی، شیشه گری بدون تغییر خاص – و همچنان بر پایه ی شیوه های ساسانی- ادامه ی حیات داد. ضمن آنکه به تدریج و با برقراری روابط بازرگانی، سیاسی و هنری میان کشورهای مسلمان تلفیقی از هنرهای اسلامی به وجود آمد و سامرا (سامره) در سده های دوم و سوم ه.ق. مرکز تجمع هنرمندان مناطق مختلف شد. گفتنی است که از نیشابور، ری، جرجان و سمرقند به عنوان مراکز عمدهی شیشه گری دوران مذکور یاد شده است. همچنین گفته شده است که بندر سیراف در سده های سوم و چهارم ه. ق. گذشته از آنکه بندر تجاری مهمی بوده است، یکی از مراکز ساخت آبگینه هم به شمار می آمده است.


