درخصوص صنایع دستی کشورمان در دورهی سلجوقی، در آغاز باید به رونق یافتن هرچه بیشتر تذهیب کاری اشاره کرد و نیز اینکه از این هنر افزون بر کتب مذهبی برای زیباتر ساختن كتب غیرمذهبی هم استفاده می شده است. گفتنی است که تذهیب و خوشنویسی کتابهای علمی که از قرن دوم ه. ق آغاز شده بود، در دورهی سلجوقی، رشد بیشتری پیدا کرد ضمن آنکه در آن دسته از کتب علمی که به تشریح تصویری نیاز داشت نگارگری نیز به عنوان یکی از هنرهای مرتبط با کتاب آرایی، مطرح شد و جایگاه جدیدی پیدا کرد. لذا در دوره ی مذکور نگارگران ایرانی به تشریح تصویری کتب علمی به خصوص در زمینه ی پزشکی و زیست شناسی و نیز کتب مربوط به شعر و ادبیات نظير “سمک عیار” مبادرت کردند. در پی رشد علوم و ادبیات، نقشهای داستانی بر سفالینه های دورهی سلجوقی نقش بست. در دوره ی مذکور سفالگری به عنوان “حرفه” تثبیت شد و سفالگر، نام و تاریخ تولید اثرش را بر سفالینه مینگاشت. در دوره ی سلجوقی که سفالینه های آن نسبت به دورهی صدر اسلام از ظرافت و مهارت بیشتری در تولید برخوردار و دارای تنوع رنگ و تنوع نقش بیشتری بود، موضوع نقاشی روی سفالها را بیشتر داستانهای کهن چون “بهرام و آزاده”، “بیژن و منیژه” و مانند آنها تشکیل می داد. هم چنین استفاده از لعاب مینایی و تولید سفالینه های زرین فام، مورد توجه هنرمندان قرار گرفت.
در عهد سلجوقی و در پی روابط بازرگانی بین ایران و چین، برای نخستین بار تأثير هنر چین را در هنر ایرانی مشاهده می کنیم. این تأثیر در شیوه ی سفالگری هم مؤثر افتاد و نوعی سفال به نام “بدل چینی” تولید شد که میدانیم از خاک سفید که خود ترکیبی از کائولین، کوارتز و سیلیس است، ساخته میشد. گفتنی است که عناصر هنر چینی بیشتر به صورت نقش گلها ظاهر شد. همچنین در پیکرها و چهره هایی که بر روی ظروف و محصولات سفالین این دوره دیده میشود نیز تا حد قابل ملاحظه ای تأثیر نقاشی و نگارگریهای “مانویان” را می توان مشاهده کرد.
کاشی کاری در دوره ی مذکور مورد توجه هنرمندان و هنر دوستان قرار گرفت. نوع خاصی از کاشی مورد استفاده در این دوره به “خشت کاشی” مشهور است و برای ساختن آن از روش قالب زدن استفاده میشد. قالبهای مورد استفاده در “خشت کاشی” به طور عمده هندسی بوده و با کنار هم قرار دادن آنها طرح هندسی مورد نظر که بیشتر صلیب و “ستارهی هشت پر است، به دست می آمده است. پخت سفال کاشی، لعاب و نقاشی روی آن و در مواردی نیز استفاده از لعابی یک دست که نقاشی روی آن انجام میشد دیگر مراحل آماده سازی “خشت کاشی” را که غالبا در کتیبه ها مورد استفاده قرار می گرفت و به طورعمده با خطوطی چون نسخ و نقوش تذهیبی همراه بود، تشکیل میداد.
در کاشان به عنوان یکی از مراکز مهم سفالگری، کاشی های زیبا و معروفی ساخته میشد. معروفترین این کاشی ها در محراب حرم حضرت امام رضا (ع) – هشتمین پیشوای شیعیان جهان – در قرن هفتم ه. ق. کار گذاشته شده است. این کاشیها اثر خاندان محمد بن ابی ظاهر است. گفتنی است که نقوش کاشی های اماکن متبرکه، بیشتر از گیاهان و گاه حیوانات است. در برخی از این کاشیها نیز از رنگهای زرین استفاده شده که به کاشی “زرین فام” معروف است. رنگ زرین در این کاشیها بیشتر بر زمینه های فیروزه ای و سبز به کار رفته است.
بی تردید، دوره ی سلجوقی، درخشان ترین عصر فلز کاری ایران است. چرا که در این دوره انواع ظروف و محصولات فلزی از مس، مفرغ، برنج و نیز به شیوه ی “مس کوب” و “نقره کوب” و همچنین با روش های ساخت، حکاکی، قلمزنی، و مشبک کاری ساخته شده است. اگرچه شیوه هایی چون ساخت، حکاکی و قلمزنی در دوره های پیشین نیز رایج بوده ولی هیچ گاه ظرافت و زیبایی دورهی سلجوقی را نداشته است؛ ضمن آنکه مشبک کاری روی فلز برای نخستین بار انجام شده است.
در دورهی سلجوقی افزون بر مشبک کاری، شیوه های جدید دیگری نیز در فلز کاری به وجود آمد که از آن جمله باید از کار گذاشتن فلزاتی مثل مس و نقره در زمینهی آلیاژهای فلزات دیگر نام برد. این شیوه از فلز کاری به این ترتیب انجام می شده که خطوط حواشی طرح های موردنظر را خالی می گذاشتند و سپس با مفتولی از مس یا نقره این فضای خالی را با چکش کاری پر می کردند. این شیوه در فلز کاری به “مس کوب” و “نقره کوب” معروف است. گفتنی است استفاده از خوشنویسی نیز در فلزکاری این دوره دیده میشود. مشهورترین آثار به دست آمده از این نوع، بشقابی است به خط کوفی که به “بشقاب آلب ارسلان” معروف است. این اثر توسط حسن کاشانی پدید آمده است. لازم به ذکر است که در دورهی سلجوقی، پیوند بسیار نزدیک میان نقشهای سفالینه ها و آثار فلزی مشهود است.
در دوره ی سلجوقی، شیشه گری، به ویژه در شهر نیشابور، دوران پررونقی را داشته است و این امر از مشاهده و بررسی آثار شیشه ای به جای مانده از نیشابور که به قرون پنجم تا هفتم ه. ق. تعلق دارد، مستفاد می شود. هم چنین آثار با ارزش دیگری چون طراحیهای زیبا از گرگان به دست آمده که مؤید رونق شیشه گری در این شهر است. اگرچه بافندگی از جمله صنایعی است که همیشه در ایران مقام ارجمندی داشته است ولی بعضی از محققین بر این عقیده هستند که از بعضی از جهات – من جمله از جهات فنی و تکنیکی و روشهای پیچیدهی بافت – این “هنر- صنعت” در زمان سلجوقیان به منتهی درجه ی کمال خود رسیده است.
اگرچه شاید بیش از ۵۰ تکه از پارچه های این دوره در دست نباشد، اما همین میزان نیز نگاره ها و طرح های متعدد را نشان میدهد. ضمن آنکه برخی از این گونه پارچه ها با طرح های پرکار و به گونهی دولا بافته شده است. در این دوره، صنعت نساجی ایران، از حيث بافندگی، ابتکار انواع نقشه و زیبایی رنگ به درجه ی عالی رسید و تولید پارچه هایی که در واقع مرکب از دو پارچه به رنگهای مختلف بود پارچه هایی که با تغییر نور، تغییر رنگ میداد و نیز پارچه هایی از جنس ابریشم که بسیار سبک و نازک بود و روی آن طرح حیوانات و خطوط کوفی بسیار عالی نقش می شد، مرسوم و متداول بوده است. باید گفت که هنر ایران در مجموع دوران پر رونق و با شکوهی را در عصر سلجوقی گذرانده و دورهی سلجوقی یکی از ادوار درخشان هنر ایران بعد از اسلام و نیز در طول تاریخ ایران است.

